چهار ماهگی و پنتاوالان
سلام برنا جونم؛ امیدوارم الان که دارم برات مینویسم اصلا درد نداشته باشی و آروم خوابیده باشی. امروز صبح مرخصی ساعتی گرفتم و من و مامانی تو رو بردیم واسه واکسن چهار ماهگیت. صبح که بیدار شدی کلی تو بغلم بودی و با هم بازی کردیم و تو خندیدی . دیشب پیش مامان ناهید موندیم و مامان ناهید هم صبح کلی باهات بازی کرد. میخواستم وقتی واکسن میزنی خودم پیش تو و مامانی باشم که بتونم هم استرس مامانی رو کم کنم و هم مراقب تو باشم، فدای چشمهای خوشگلت بشم . وقتی خانوم پرستار واکسنت رو زد خیلی گریه کردی و زود بغلت کردم و مامان لباست رو پوشید. اصلا دوست ندارم دردت رو ببینم عزیز جونم، امیدورام همیشه سالم و تندرست و برنا باشی پسرک خوب و مهربونم. امیدوارم امشب حالت ...





